محمد يار بن عرب قطغان

236

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

و بيان حدوث اين حادثه آنكه ، چون نوروز احمد خان به جانب تركستان معاودت نمود ، سال ديگر به تاريخ سنهء احدى و ستين و تسعمائة به محاصرهء سمرقند توجه فرمود و بعد از محاربهء بسيار بلدهء سمرقند را مفتوح ساخت و سلطان سعيد سلطان فرار نموده ، روى اميد به درگاه خاقان سكندرنشان آورد و استدعاى مدد نمود . بنابرآن خان سكندرمثال به جانب ميانكال شتافت و سپاه آن ناحيت را گرد ( 133 ب ) كرده ، با ساير برادران مانند اوزبك سلطان و خسرو سلطان روى توجه به جانب سمرقند گذاشت . و با آنكه نوروز احمد خان با سپاه بىكران در آن بلده اقامت داشت شب به گرد قلعه رسيده ، پيش از دميدن صبح از اطراف و جوانب جنگ انداخت . و در اثناى جنگ‌وجدال و حرب و قتال ، صبح دميده عالم ظلمانى را نورانى ساخت و حضرت خاقان سكندرشوكت بنابر اقتضاى وقت مراجعت نموده ، در ولايت نسف از غايت عزّ و شرف لواى عدالت برافراخت . و سعيد سلطان به جانب لنگر ولايت‌پناه ، رفعت دستگاه ، حضرت محمد صادق شيخ كه از اولاد حضرت شيخ ابو الحسن عشقى است ، شتافت و به وساطت يكى از اقرباى ايشان به ملازمت نوروز احمد خان رفته اعزاز و اكرام تمام يافت و استخلاص بخارا از تصرف برهان سلطان متعهد شده ، سلطان به حكومت بخارا وعده داد . و هم در اين سال برهان سلطان بنابر اسباب وحشتى محمد يار سلطان را به قتل رساند و به طريق استقلال بر مسند ايالت قدم نهاد . و صورت اين حال بر سبيل اجمال آنكه ، چون خاقان سكندرنشان از نواحى سمرقند بازگشته در ولايت نسف بر مسند عزّ و شرف نشست ، نوروز احمد خان دغدغهء انتقام از سپاه نصرت‌فرجام به خاطر خويش قرار داد و لشكر بىكران در معسكر بعضى از اولاد خود بر سر ميانكال و نسف فرستاد . و بعد از انتشار اين خبر ، خان درويش‌نشان ، اسكندر خان ، ميانكال را گذاشته از نهر جيحون عبور نموده به صوب بلخ نهضت فرمود . و رستم خان و سليمان سلطان با ساير اخوان روى توجه به جانب خاقان سكندرنشان و به ولايت نسف نهاد . بعد از آنكه نوروز احمد خان تمامى ميانكال را